السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

65

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

هميشه اين افتخار نصيب آنها خواهد شد و بر شما فخر و مباهات خواهند نمود و هرگز شما را در حكومتشان شريك نخواهند كرد . پس برخيزيد و با ابو بكر بيعت كنيد . آنگاه همگى برخاستند و با ابو بكر بيعت كردند و با اين كار خود ، اقدام سعد بن عباده و افراد قبيلهء خزرج در به دست گرفتن زمام امور حكومت ، نقش بر آب شد . مردم از هر سو براى بيعت با ابو بكر هجوم آوردند و چيزى نمانده بود كه در اين گيرودار سعد بن عبادهء بيمار ، در زير دست و پاى آنها لگدمال شود كه يكى از بستگان وى فرياد زد : مردم ! مواظب باشيد كه سعد را لگد نكنيد . عمر ، در پاسخ او بانگ زد : بكشيدش كه خدايش بكشد ! سپس ، مردم را عقب زد و خود را بر بالاى سر سعد رساند و گفت : مىخواستم چنان لگدمالت كنم كه عضوى از اندامت سالم نماند ! قيس بن سعد ، كه بر بالاى سر پدرش ايستاده بود ، برخاست و ريش عمر را به چنگ گرفت و گفت : به خدا قسم اگر تار مويى از سر او كم كنى ، با يك دندان سالم برنمىگردى ! ابو بكر نيز به عمر گفت : آرام باش عمر ! در چنين موقعيتى مدارا و نرمى به كار مىآيد نه خشونت و تندى . عمر ، با شنيدن سخن ابو بكر ، پشت به قيس كرد و از او دور شد . امّا سعد خطاب به عمر گفت : به خدا سوگند ، اگر بيمار نبودم و آن‌قدر توانايى داشتم كه از جاى برخيزم ، در گذرگاه‌ها و كوچه‌هاى مدينه چنان غرّشى از من مىشنيدى كه خود و يارانت ، از ترس ، در بيغوله‌ها پنهان مىشديد ؛ و در آن حال ، به خدا سوگند تو را نزد كسانى مىفرستادم كه تا همين ديروز زيردست و فرمانبردارشان بودى نه آقا و بالاسرشان ! آنگاه خطاب به ياران خود